تبليغاتX
نیکی

کار تیمی

- - نیکی

تو سایت سایت زیر آسمان استرالیا یکی از بچه ( حسین و الهام ) یه نظری داده بود که ایرانیا کار تیمی بلد نیستن و اگه اشتباه نکنم با استناد به وبلاگ ژرفا گفته بود که اگه توی یه جایی چند تا ایرانی ببینه اصلا ترجیح میده نگه ایرانی هست !!!

 الان که نزدیک سه سال میشه که ما در ابتدا وبلاگ و بعدش سایت رو راه انداختیم با خیلی ها آشنا شدیم . خیلی هایی که اومدن و موندن . خیلی هایی که اومدن و رفتن . خیلی هایی که اومدن و زخم زبونی زدن و رفتن . اما این سایت به راه خودش ادامه داد .

   تو این مدت تجربیات زیادی بواسطه ارتباط با این جمع بدست آوردم .

  این که میگن ایرانیها کار تیمی بلد نیستن قبول دارم .

  نمونه اش همین افراد بدون نامی که می آن و بدون اینکه بخوان کمکی کنن وقتی یکی ویزاش رفیوز میشه چشمشون رو میبندن و دهنشون رو باز میکنن . کسانی که اگه کمکی ازشون بخوای پیداشون نیست و وقتی هم پیداشون میشه آدم میگه کاشکی نبودن .

 نمونه اش همین همایشی که چندی پیش برگزار شد و وقتی که وقت ثبت نام شد خیلی ها اعلام آمادگی کردن اما موقعی که دیدن این کار براشون ممکنه که هزینه ای داشته باشه و با وجود این که می دونستن روی تک تک افراد حساب شده پا پس کشیدن و بجز علی و سحر و سارا و همسر اقلا حاضر نشدن که انصراف خودشون رو اعلام کنن . و باز هم به صورت فردی فقط خودشون رو دیدن و حساب کردن که ما یکی دو نفر بیشتر که نیستیم حالا بین صد نفر ما چه بریم چه نریم فرقی نمی کنه و هنوز نفهمیدن که هر تیمی از همین افراد یک نفره تشکیل میشه .

  بله حسین جان خود من هم وقتی بخوام مسافرت خارج از کشور برم ترجیح میدم که خودم تنهایی برم و با تور مسافرت نکنم تا با یه جمع ایرانی همسفر نباشم . چون ما یاد گرفتیم که راجع به هم قضاوت کنیم که اگه طرف این کار رو کرد یعنی این منظورش بوده و اگه این خانم اینجوری پوشیده لابد یه چیزیش میشه . پس همون بهتر که قید یه همچین هم زبانانی رو زد .

   اما ما می تونیم متفاوت باشیم .

  چون ما بعد این مدت ما شدیم . به قول امیر : ما هانيه و هليا و حسين و مهتاب و رضا و پگاه و مهتاب وسينوس و پدرام و مهتاب و بهنام و مهسا ومريم و مهتاب و علی و مهدی ۱۴ و مهدی ۱ ومهتاب و....... رو داریم .

  مایی که الزاما عقاید کاملا متفاوتی داریم . مایی که مانی رو داریم که به هیچ چی اعتقاد نداره . مایی که بهروز و پانی رو داریم که همه چیز رو از دریچه طنز نگاه میکنن . مایی که پگاه رو داریم که بر عکس پدرام که با یه لیوان آبجو حال میکنه با امام حسین و نوحه های عاشورا حال میکنه . مایی که ترنم رو داریم که از وضع مملکتی ناراضیه اما محجبه بودنش رو دوست داره . مایی که علی موسوی رو داریم که وقتش رو کاملا در اختیار کمک به دیگران قرار داده و از هیچ چیز کوتاهی نمی کنه . مایی که سینوس رو داریم که نتیجه تلاشش رو به رایگان و با عشق در اختیار دیگران قرار میده .

  پس ما هم می تونیم " ما " باشیم .

 مایی که از ایرانی سر بلند کردیم که با وجود این که در جامعه مهاجران امریکایی بالاترین میزان تحصیلات رو دارن اما هنوز هیچ کایونیتی بزرگی حتی در امریکا که بیشترین تعداد مهاجر ایرانی رو داره بعد سی سال نداریم . در حالی که عربها و هندیها و ... همه شون یه تشکلی دارن .

  اون همایش هم برای اون نبود که اطلاعاتی از فیلیپ یا دکتر قاسمی در بیاد که بهتر از اون رو تو اینترنت میشه پیدا کرد . اون همایش برای این که این جمعی که الان اینجا تشکیل دادیم و تک تکمون درش نقش داریم از همین جا یاد بگیریم که می تونیم همه با هم دست همدیگر رو بگیریم و به سمت هدفمون پیش بریم بدون این که راجع به هم قضاوت بکنیم .

  به قول رضا وقتی هفتاد سالمون شد هر جای دنیا که هستیم بتونیم افتخار کنیم و بگیم ما جمعی بودیم که بدور از احساسات با هم دیگه به سمت هدف مشترکی رفتیم و در این راه همه به هم کمک کردن تا به یه خواسته برسن .

 

+ |